پیام روز جهانی نمایش عروسکی، 21 مارس 2013



پیام روز جهانی نمایش عروسکی، 21 مارس 2013 #1پیام روز جهانی نمایش عروسکی، 21 مارس 2013 #2
  

یونیما با خوشحالی پیام روز جهانی نمایش عروسکی 2013 را به شما تقدیم می‌کند. امسال ما از موسیقی‌دان معروف ایتالیایی، استاد روبرتو دی سیمونه (نویسنده، کارگردان و متخصص برجستۀ سنت ناپلی پولچینلا و گواراتل) دعوت کردیم و این انتخاب، براساس سفری که من و ددی پادامجی بنا به دعوت یونیمای ایتالیا به رم و ناپل داشتیم، صورت گرفت. در این سفر ما به آسِرا، زادگاه شخصیت پولچینلا نیز سفر کردیم و لقب سفیر موزۀ پولچینلا را دریافت کردیم. ما از رییس و عوامل معتبر موزۀ پولچینلا برای اعطای چنین افتخاری متشکریم و شما را نیز به دیدن این موزه فرامی‌خوانیم.

 

همۀ ما از تأثیر عظیم پولچینلا بر دنیای نمایش عروسکی و تحول تدریجی آن به اشکال و گونه‌های مختلف در بسیاری از کشورها و فرهنگ‌ها آگاهیم. این متن شما را به قلب فرهنگ ناپلی می‌برد و جنبه‌های موزیکال و ریتمیکی که یک نمایشگر عروسکی باید دارا باشد را آشکار می‌سازد.

 

هنر ما یگانه و هر لحظه در حال بالندگی‌ست. بیایید در روز 21 مارس 2013 (اول فروردین 1392) نمایش عروسکی را جشن بگیریم! آگاه باشیم که بسیاری اشکال سنتی در خطر نابودی قرار دارند و باید بیشتر از آنها محافظت شود. بر این اساس، ناپل و مناطق اطرافش مثال خوبی هستند:حدود پانصد سال است که سنت به شیوه‌ای محترمانه و بسیار قدرتمند، از استادان به شاگردان انتقال می‌یابد.

(ژاک ترودو دبیر کل یونیما)

پیام جهانی از طرف «روبرتو دی سیمونه»*

 نخستین رویارویی من با «پولچینلا» به خاطرات دورم بازمی‌گردد، به نخستین روزهای کودکی‌ام، زمانی که پولچینلا بخشی از تخیلات تمام کودکان ناپلی بود. شما می‌توانستید او را در سبدهای شگفت‌انگیز اسباب‌بازی‌فروشان دوره‌گرد یا دکه‌های بازار سنت جوزف، اپیفانی و جشنوارۀ پِدیگروتا، جایی که عروسک‌های کوچک سنتی را به نمایش می‌گذاشتند، ببینید. در میان آنها، یک عروسک پولچینلای کوچک که بر روی یک چرخدستی سوار بود و با یک میله حرکت می‌کرد و به شکلی مکانیکی سنج می‌نواخت، از همه برجسته‌تر بود. یک اسباب‌بازی محبوب دیگر هم وجود داشت: یک مخروط کوچک مقوایی قرمز که می‌توانستید یک شیپور اسباب‌بازی مجهز به پیوِتا[1] (صفیر) را به آن داخل کنید. آن شیپور طوری ساخته شده بود که می‌توانستید با آن یک قطعۀ موسیقی سنتی ایتالیایی بنوازید. یک سیم‌کش کوچک هم در این اسباب‌بازی وجود داشت. وقتی به داخل مخروط وارد ‌شده و به آرامی توسط کودک فشار داده می‌شد، یک عروسک کوچک پولچینلا که جلیقۀ سفیدش به لبۀ دوار مخروط چسبانده شده بود، بالا و پایین می‌رفت. واضح است که این بازی نوعی شوخی جنسی هم در خود داشت و به شخصیت ما معنای دیگری می‌بخشید که در دیگر نمایش‌های سنتی نیز روی آن تأکید شده است. 

در آخر اینکه پولچینلا در موسیقی‌های عامیانه، کودکانه و قصه‌های پریان نیز حضور دارد: وی محصول رؤیاگونۀ سنت است؛ به همین دلیل شما کم‌کم به دلیل پیدایش و ورود وی و سپس به ویژگی‌های کنایی و رازآمیزش دست می‌یابید.

گروه‌های نمایش عروسکی سیار گواراتل[2] نیز نقش مهمی در این قضیه داشته‌اند. آنها با عروسک‌های خیال‌انگیز پولچینلا، ترزینا (محبوبۀ پولچینلا)، سگ، مرگ، جلاد و... در پیاتزا دل جِسو، سن دومینیکو ماجیوره و پورتا کاپوآنا چهره‌های کودکانۀ ما را که با دهان باز به تماشا ایستاده بودیم، مسحور خود می‌کردند تا آیاتی از کتاب مقدس رؤیای خود را به گوش جان بشنویم:  

 (صدای پولچینلا)  

پو پو پو پو پو

 پوره پو پو 

نیگا کن ترزا،

 از ایوون خونَتون نیگا کن  

از تو می‌خوام که به این آواز زیبا گوش کنی

 در پایان، می‌خواهم به شما یادآوری کنم که حتی در نمایش‌های سنتی گواراتل نیز می‌توانید شخصیت‌ها و صحنه‌هایی را بیابید که با سنت‌های یهودی، اسپانیایی، تئاتر لاتین و حتی یونانی مرتبط باشد. واژۀ گواراتلا[3] تفسیری بومی از باگاتلا[4]، (موضوع بی‌ارزش) است و از واژۀ باگاتو[5] می‌آید که یکی از خال‌های اصلی ورق‌های تاروت و برآمده از ادبیات شفاهی است و حامل تصاویر و داستان‌های بسیاری‌ست که ما اغلب در نمایش‌ها و موضوعات تئاتر گواراتلا می‌یابیم. 

دوست دارم که با اظهارات تأثیرگذار آخرین گواراتلاروِ[6] ناپلی، بازماندۀ یک سنت قدیمی نتیجه گیری کنم. وی (نونزیو زامپِلا) که برای همیشه از پیش ما رفته است، در درون دی اِن اِی خود تمام کروموزوم‌های هنر کهن پولچینلا را داشت. من از وی پرسیدم که استفاده از پیوِتا برای یک نمایشگر عروسکی چقدر ضروری است و وی پاسخ داد:

 نونزیو زامپِلا: «ضروری است. نمایشگر عروسکی بودن آسان نیست. استفاده از آن آسان است اما در نمایش عروسکی اصوات، موسیقایی هستند و حرکت نیز خودِ موسیقی‌ست. دشوارترین عامل، صدای دوگانه‌ای است که با پیوِتا (صفیر) ایجاد می‌شود و جای صدای طبیعی را می‌گیرد. نمایشگر عروسکی باید بتواند اصوات تمامی نقش‌ها را تقلید کند: زن، سرباز، راهب، پولچینلا، سگ و حتی صدای مرگ را. اما هر لودگی‌ای که در نمایش در می‌آورید باید ریتمیک باشد: کلمات، موسیقایی و حرکات، ریتمیک هستند؛ به این ترتیب قدرت حقیقی گواراتل آشکار می‌شود». (1975) 
  • عروسک پولچینلا در سال‌های 1620  خلق شد و الهام‌بخش ده شخصیت محبوب دیگر در تئاتر اروپا بود که همگی تماشاگران را سرگرم کرده و فضایی آزاد برای آنها خلق می‌کردند.
 من برای شما در پنج قارۀ جهان، روز جهانی نمایش‌ عروسکی شگفت‌انگیزی را آرزو می‌کنم! 

 

* روبرتو دی سیمونه 

کارگردان و موسیقی‌دان ایتالیایی. دیگر تفکرات انسان‌شناسانۀ وی نیز در کارهایی چون Fiable campane (1993) آشکار است. وی به عنوان کارگردان و موسیقی‌دان با La Nuova Compagnia di canto popplare  همکاری داشته است.

روبرتو دی سیمونه در سال‌های (1987-1981)در تئاترو سن کارلوِ ناپل کارگردان هنری بوده و اپراهای بسیاری را کارگردانی کرده است. وی در سال 1998 کاندیدای آکادمی سانتا چیچیلیا شد و سپس از رییس‌جمهور فرانسه نشان شوالیۀ هنر و ادبیات را دریافت کرد. وی در سال 2003  جایزۀ روبرتو سن‌سِوِرینو را دریافت کرد. 

(ترجمه از زبان انگلیسی: سلما محسنی اردهالی)

 


 

[1] Pivetta

 
[2] Guarattelle
[3] Guarattella  
[4] Bagattella
[5] Bagatto  
[6] Guarrattellaro