پيام روز جهاني نمايش عروسكي توسط "خوان باشاش"



پيام روز جهاني نمايش عروسكي توسط "خوان باشاش" #1پيام روز جهاني نمايش عروسكي توسط "خوان باشاش" #2

روز جهاني نمايش عروسكي
21 مارس 2012، پيام بين‌المللي از «خوان باشاش*»

امروز، روز جشن است
امروز با عزمي راسخ روزنامه‌ها را به كناري مي‌نهيم، گوش بر اخبار رسانه‌ها مي‌بنديم و به سلامتي هنر و برادري شادخواري مي‌كنيم. امروز روز پايكوبي است، جشنِ روز جهاني نمايش عروسكي.
 

واضح است كه نمي‌توان اندوه و واقعيتِ دردناكِ بدبختي و فقري كه جهان را آكنده فراموش كرد. اما دقيقاً به همين دليل است كه نمي‌خواهيم فراموش كنيم؛ ما موظفيم كرامت انساني، شوق سيري‌ناپذير انسان‌ها براي نيرومندتر ساختن زندگي در برابر بدبختي و مرگ را جشن بگيريم.

هنر، سرودي روحاني و دل‌انگيز بر اين كرامت است و قبايل، فرهنگ‌ها و نسل‌هايي از گذشته و حال را شاعرانه گرد هم مي‌آورد. هنر نگاه اشخاصي كه در كنار هم (خالق و تماشاگر) براي ادراك يك ناشناخته در حيرتند را يكدست مي‌كند. هر كنش هنرمندانه، يك دانه‌ي شن مزاحم در چرخ دنده‌هاي واقعيت است.

هنر نمايش عروسكي، با سرعتي متعادل به سوي اين اهداف در حركت است. هر زمان كه ما به عروسكي جان مي‌بخشيم، اعلاميه‌ي استقلال را امضاء مي‌كنيم. عروسك، به عنوان كودك سركش هنرهاي تصويري و كلامي و تفسير و روايت، تعهد در قبال معصوميت و شادي را قوت مي‌بخشد و سوي ديگرِ نهايت، يعني خشونت را فرا مي‌خواند.
معصوميت، به شهادت «ژاري» يا «كوروساوا»، «ميرو» يا «آرسنيف» و بسياري ديگر، حائز اهميت، همسو‌بخش و پر ثمر است.
اما براي خشونت، يك نفر تنها بايد لباس‌اش را اندازه كند و با طعنه به ديگران چشم بدوزد.

«حيوان در طبيعت مي‌زيد، چون آب كه در آب» (م. الياد) عروسك در تخيل مي‌زيد، چون آب كه در آب. زمين و آب قلمرو گياه و حيوان است و تخيل قلمرو بي‌چون و چراي عروسك كه بشر را به كناري مي‌نهد. عروسك در آن آزادانه و شاهانه زندگي مي‌كند، تحليل نمي‌شود، در كارش مداخله نمي‌شود و عاقبت رستگار مي‌شود.

«ويژگي تمايز انسان/ حيوان، جان‌بخشي است. نخستين جان‌بخشي انسان‌ها را به خداياني بدل نمود. جان‌بخشي از ما آدم ساخت». (پي. ‌اسلوترديژك) اين جمله‌ي فلسفي، عمل اصلي يك نمايشگر عروسكي را نشانه رفته: زندگي بخشيدن به موجودي بي‌جان و سهيم كردن مردم در اين افسون‌گري.

سال‌ها پيش، عده‌اي نمايشگر عروسكي، با ايده‌اي هوشمندانه تشكيلاتي براي قدرتمند‌تر شدن تبادلات بين‌المللي ايجاد كردند. يونيما كه به واقعيتي استوار و مستمر در تمام جهان بدل شد، اكنون بيش از هر زماني براي مديريت تلاش‌هاي حرفه‌اي در راستاي رسيدن به اهداف هنر و كرامت انساني ضروري به نظر مي‌رسد.

پس خداي را شاكريم كه چنين حرفه‌اي را به ما عطا نموده‌، پدرانمان را براي بنيان‌گذاري يونيما سپاس مي‌گوييم و عظمت هنر تخيل را جشن مي‌گيريم. به سلامتي عروسك‌ها. 
                                                                          

                                                 دوستان! جشن خوبي را برايتان خواستارم! 
                                                 «خوان باشاش»


*Joan Baixas
«خوان باشاش»، هنرمندي جامع‌الاطراف و چندرشته‌اي و اهل كاتالان اسپانيا است.
اين نقاش و نمايشگر عروسكي، بر اساس نقاشي زنده روي صحنه، ويدئو پروجكشن و به خدمت گرفتن اشياء، نمايش‌ها و اجراهايي با مفاهيم قدرتمند بصري خلق مي‌كند و داستان‌هاي معاصر را روايت مي‌كند. كمپاني وي، تئاترو دو لا كلاكا، با نقاشاني چون «خوان ميرو»، «روبرتو ماتا» و همچنين موسيقيدان‌ها، بازيگران و رقصندگان معاصر همكاري‌هايي داشته و توليداتش را در سراسر دنيا به نمايش گذاشته است. وي مديريت جشنواره‌ي Festival de Teatre Visual i de Titelles de Barcelona در بارسلونا را به عهده دارد و مراسم بسياري را كارگرداني كرده و در زمينه‌ي تلويزيون، مد و تبليغات نيز فعاليت كرده‌است.
باشاش اشعار و نوشته‌هاي خود در زمينه‌ي تجربياتش را به چاپ رسانده و در مدرسه تئاتر بارسلونا و ديگر مدارس بين‌المللي تئاتر تدريس كرده‌است.

ترجمه از زبان انگليسي: سلما محسني اردهالي