پیغام روز جهانی نمایش عروسکی در سال 2015



پیغام روز جهانی نمایش عروسکی در سال 2015 #1

توسط استاد بهروز غریب‌پور از ایران

ده ساله بودم که نخستین اجرای یک نمایش عروسکی سنتی را دیدم. ده ساله بودم که عاشق "مبارک" شدم عشقی که هنوز و پس از گذشت بیش از نیم قرن است که در ذهن و جان من است. بیست ساله بودم که بدنبال این عشق کوچه‌ها و خیابانهای تهران را زیر پا گذاشتم تا نمایشگران  قدیمی و نیمه جان و از رمق افتاده‌ی آن روزها را پیدا کنم و آنها را از نو به محافل هنری و دانشگاه بیاورم و دیگران را عاشق معبودم کنم. آن زمان خود را تنها عاشق دنیا می‌پنداشتم اما بزودی پی‌بردم که تنها نیستم و تا توانستم به اینجا و آن جای جهان رفتم و جهان نمایش عروسکی را کشف کردم و با عاشقان نمایش عروسکی در ایتالیا و انگلیس و هند و چین و روسیه و آمریکا و فرانسه و آلمان و....روبرو شدم .کشف اینکه نه تنها تنها نیستم بلکه یکی از میلیونها عاشق نمایش عروسکی‌ام  و کشف اینکه معبودم "مبارک" یکی از دهها عروسکیست که قرنها مردم را با کنایه و طنز، جهان خشن را با خنداندن بشر وحشت زده از جنگ و فقر و خشونت و آوارگی به زندگی امیدوار کرده‌اند چنان شادمانم کرد که حد و اندازه ندارد. اما بزودی پی بردم که خانواده‌ی تئاتر کشورم و سایر کشورهای دنیا بدیده‌ی تحقیر به این هنر نگاه می کنند و وارد شدن در این دنیا را در شأن خود نمیدانند و آنجا بود که برای دفاع از عشقم چون رزمنده‌ای که از گنجی دفاع می‌کند خود را به جهان بیکران سپردم و در هر فرصتی به سراغ این گنج رفتم و هربار بیشتر پی بردم که نمایش عروسکی زبانی به ژرفا و گستردگی و دیرینگی غم و اندوه و شادی بشر است و هر عروسک نمادی از جهان پیرامونی ما و انسانهای پیش از ما بوده است و به این راز پی بردم که چرا "عمر خیام" ریاضیدان، فیلسوف و شاعر بلند آوازه‌ی ایرانی در چند رباعی بی‌نظیر خود جهان  انسانها را با جهان نمایش عروسکی یکی دانسته است:

ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز

از بهر حقیقتی نه از روی مجاز

بازیچه همی کنیم بر نطع وجود

افتیم به صندوق عدم یک یک باز

و یا:

هست از پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من

در سفرها و در نوشته‌ها و در گفتگو با دیگر عاشقان نمایش عروسکی بیش از پیش پی بردم که نمایش عروسکی در ذهن چیکاماتزو مونزایمون، در ذهن نمایشگران معابد، از نگاه نمایشگران سیسلی، در ذهن و زبان دالانگهای اندونزی و از منظر کارگردانها و نمایشگران جای جای جهان معانی متفاوتی دارد و باورم شد که می‌توان با این زبان چندین هزار ساله‌ی بشری به نقد جهان پرداخت و می‌توان بر شمار مخاطبان و عاشقان این هنر افزود و عمیقاً باور کردم که اگر اختراع "چرخ" جهان را دگرگون کرده و راههای وصل انسانها را هموارتر و آسانتر کرده، کشف نمایش عروسکی به همان حد و اندازه در نزدیکتر کردن انسانها و برداشتن فاصله‌ها مؤثر بوده و هست زیرا که حتی در یک نمایش عروسکی فلسفی نیز عنصری از دنیای کودکی در مخاطب  بیدار می‌شود و ناگهان سن و سال محو می‌شود و او موجودات چوبی، یا ساخته شده از هر ماده‌ای را زنده می‌پندارد و شاید بالاترین وظیفه‌ی هر نمایشگر عروسکی در هر جای دنیا و به هر زبان و هر شکل بیدار کردن "کودکی" در میلیونها انسانی باشد که بتدریج چهره‌ی جهان را به خون و خشونت آلوده‌اند و نمایش عروسکی و ما عاشقان هنر دیرینه‌ی اجدادمان بایستی از میزان این شرارت و دشمنی خانواده‌ی بشری بکاهیم. و کودکی را و صفای کودکی و باورهای زیبای کودکی را از نو بیاد مخاطبمان بیاندازیم......روز جهانی بیدارگران کودکی، روز جهانی نمایش عروسکی، روز عاشقان نمایش عروسکی مبارک باد.