یاداشت رئیس یونیمای ایران به مناسبت روز جهانی نمایش عروسکی



یاداشت رئیس یونیمای ایران به مناسبت روز جهانی نمایش عروسکی #1

www.hamshahrionline.ir/details/328677/Culture/Artnews

دکتر حمید‌رضا اردلان، رئیس یونیمای ایران (اتحادیه جهانی نمایشگران عروسکی، مرکز ایران) به مناسبت روز جهانی نمایش عروسکی، ۲۱ مارس، دوم فروردین،به وضعیت عروسک در ایران معاصر پرداخته است.

 

نمایش عروسکی جزء ودایع فرهنگ بشری است. انسان با خلق عروسک توسط خود و با الهام شهودی و حضور قلبی از آنچه میان خود و شعور پنهان هستی در ادراک داشت، راهی برای گذر از تنهایی و هم سخنی یافت. از آن زمان تاکنون عروسک ها در زندگی ما حضور دارند.

 

اکنون پس از ده‌ها هزار سال، تمدن‌های معاصر از نیروی تأثیرگذار عروسک‌ها برای شکل دهی به اندیشه و رفتار مردم در سراسر جهان بهره می‌گیرند و روش‌های طراحی و ساخت عروسک در ارتباطی دائمی با طراحی و ساختار سیاست‌های آنان است.

 

اکنون انسان معاصر بخش مهمی از انسان بودگی خود را از منش و رفتار عروسک‌های مدل و حاصل در حیات مجازی اخذ می‌کند و گاه میان این حیات مجازی و حقیقت عالم خارج گمگشتگی است. به همین دلیل بازارهای عروسک (و اسباب بازی) سهم مهمی در اقتصاد و به تبع آن در ساختار فرهنگی جهان دارند.

 

در این یادداشت نیازی به ذکر نام و نشان صدها عروسک مشهور و صاحب برند ساخته تمدن‌های عصر حاضر نیست، زیرا کودکان و والدین، آنها را نیک می‌شناسند.

 

علی رغم حضور بیشمار عروسک‌های آیینی در میان اقوام ا یرانی که در تکوینشان تاریخ و فرهنگ سرزمین ما نقش داشته، ایران در طراحی و تولید عروسک در جایی منفعل قرار دارد و امیدی به تغییر وضعیت کنونی بزودی و به آسانی نمی‌رود. این به دلیل فراگیر شدن رفتارهای سیاسی صاحبان قدرت در کشور ماست. و سیاست در تامین منافع و ابداع بهانه برای پس زدن سخن حق و توجیه ناحق ابزاری کارآمد است.

 

به همین دلیل اگر چه گاهی از تهاجم فرهنگی و شعارهای بی‌ثمر دیگر در دعواهای جناحی سخن به میان می‌آید اما سیاست‌زدگی فرصت ظهور اندیشه عمیق و تولید فرهنگ را گرفته است. اگر از مسئولان در احیای عروسک‌های آیینی و ایجاد زمینه برای کارکردهای معاصر آنها بگذریم؛ تنها می‌ماند انجمن‌ها و تشکل‌های مردم نهاد که در سالهای اخیر در میان روستاها و شهرها در جستجوی اسم و رسم عروسک‌های اقوام ایرانی‌اند و با یاری مادرانی که حیات گذشته عروسک‌های مردم خود را به یاد می‌آورند، سعی در بازسازی دارند.

 

اگرچه این اقدامات قابل ستایش است اما فقدان استراتژی و نبود شناخت و تمهیدات لازم، گرایشی تزئینی و تبلیغی به نتیجه تلاش آنان داده است. در این میان سازمان‌های مرتبط همچون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که سابقه فاجعه آمیزی در ساخت عروسک‌های ملی (دارا و سارا) را در کارنامه خود دارد و دیگر متولیان میراث فرهنگی کشور همین تلاش‌های جزیی ارگان‌های مردم نهاد را به سمت اهداف ارائه آمار و توجیه انفعال خود می‌چرخانند و در قوام موقعیت خود سود می‌جویند.

 

آنچه می‌تواند به این وضعیت اسف بار پایان دهد یک تصمیم سیاسی یا اقدام صوری و مجازی نیست و نیز اشاره دائمی به میراث و برشمردن افتخارات گذشته ما را از غفلت تاریخی نمی‌رهاند. اگر گماردن افراد غیرمتخصص و کم توان و تابع فرمان بالادست در مدیریت‌های فرهنگی و هنری را در سراسر کشور که دیگر به صورت یک رسم آمده است به این وضعیت اضافه کنیم، کار بیش از پیش سخت می‌نماید.

 

پس تنها فرصت و امکانی که ما را وادار به نگاه داشت امید و تلاش می‌سازد حفظ استقلال تصمیم و عمل تشکل‌های غیر دولتی و یافتن استراتژی مبتنی بر تفکر و برنامه از یک سو و باور به حمایت مردم که در طول تاریخ قادر به حفظ میراث فرهنگی خود و کشف کارکردهای معاصر آن بوده‌اند، از سوی دیگر است.